العلامة المجلسي
262
حياة القلوب ( فارسي )
ودر حديث موثق ديگر روايت كرده است از امام محمد باقر عليه السّلام كه : حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را ده نام بود ، پنج نام در قرآن هست وپنج نام در قرآن نيست ، امّا آنها كه در قرآن است محمد واحمد وعبد اللّه ويس ونون ؛ وامّا آنها كه در قرآن نيست فاتح وخاتم وكافى ومقفّى وحاشر « 1 » . وعلي بن إبراهيم روايت كرده است كه : حق تعالى آن حضرت را « مزّمّل » ناميده است زيرا كه وقتي وحى بر آن جناب نازل شد خود را به جامهاى پيچيده بود « 2 » ؛ وخطاب « مدّثّر » به اعتبار رجعت آن حضرت است پيش از قيامت ، يعنى : اى كسى كه خود را به كفن پيچيدهاى زنده شو وبرخيز وبار ديگر مردم را از عذاب پروردگار خود بترسان « 3 » . ودر روايات معتبرهء بسيار وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : حق تعالى من وأمير المؤمنين را از يك نور خلق كرد واز براي ما دو نام از نامهاى خود اشتقاق كرد ، پس خداوند صاحب عرش محمود است ومن محمد ، وحق تعالى علىّ اعلا است وأمير المؤمنين على است « 4 » . وابن بابويه به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : نام حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در صحف إبراهيم « ماحى » است ، ودر تورات « حاد » ، ودر إنجيل « احمد » ، ودر قرآن « محمد » . پس پرسيدند كه : تأويل ماحى چيست ؟ فرمود : يعنى محو كنندهء بتها وقمارها وصورتها وهر معبود باطلى ؛ وامّا « حاد » يعنى دشمنىكننده با هركه دشمن خدا ودين خدا باشد ، خواه خويش باشد وخواه بيگانه ؛ وامّا « احمد » براي آن گفتند كه حق تعالى ثناى نيكو گفته است براي أو به سبب آنچه پسنديده است از افعال شايستهء أو ؛ وتأويل « محمد » آن است كه خدا وفرشتگان وجميع پيغمبران
--> ( 1 ) . خصال 426 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 392 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 393 . ( 4 ) . معاني الأخبار 56 ؛ علل الشرايع 134 و 135 .